si

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · حرف ربط · اسم · /\si\/

قید

  1. چرا؛ برعکس (پاسخ مثبت به پرسش یا گفتهٔ منفی)
  2. چنان؛ آن‌قدر
  3. به آن اندازه؛ آن‌قدر (در مقایسه، بیشتر در جملهٔ منفی)
  4. مگر نه؟؛ نه؟ (در پایان جمله)
  5. چقدر؛ چه (در جملهٔ تعجبی)

حرف ربط

  1. اگر، در صورتی که، به فرضِ آنکه؛ شرطی را می‌آورد که پیامدی در پی دارد
  2. برای آوردنِ چند شرط پشتِ سرِ هم، به‌جای تکرارِ آن می‌توان حرفِ ربطِ «که» را به کار برد که معمولاً فعلِ پس از آن التزامی است، هرچند اخباری هم ممکن است
  3. در ساختِ کوتاه‌شده، برای مقایسه؛ مثلِ آنکه، انگار که
  4. در ساختِ کوتاه‌شده، برای بیانِ آرزو یا افسوس؛ کاش، ای کاش
  5. در جمله‌هایی که سخن نه از شرط و فرض، بلکه از امری قطعی است و نسبت یا تقابلِ میانِ جملهٔ پیرو و پایه را می‌رساند؛ درست است که… اما، اگرچه
  6. که آیا؛ برای ساختنِ پرسشِ غیرمستقیم پس از فعل‌هایی مانند پرسیدن، گفتن، دانستن و ندانستن، و برای رساندنِ تردید و پرسش
  7. در ساختِ کوتاه‌شده، در بخشِ دومِ پرسشِ دوگزینه‌ای؛ یا (اینکه)

اسم

  1. سی، نت هفتم گام دو
  2. نشانهٔ این نت در نت‌نویسی
  3. سیِ اکتاو میانی در گام یک ساز، در برابر اکتاو پایین‌تر یا بالاتر

مثال‌ها