survivante

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. زنی که از رویدادی آسیب‌زا (تروماتیک) جان به در برده است
  2. زن بازمانده از حادثه، فاجعه یا بیماری
  3. زن بازمانده از جنگ، جنایت جمعی، حمله تروریستی یا نسل‌کشی
  4. زن بازمانده از تجاوز، خشونت جنسی یا روسپی‌گری
  5. بازمانده روسپی‌گری که برای لغو آن فعالیت می‌کند
  6. زن بازمانده از شخص دیگر

صفت

  1. مؤنث مفرد survivant

مثال‌ها