parachuter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pa.ʁa.ʃy.te\/

Conjugaison du verbe parachuter

فعل

  1. با چتر نجات پرتاب کردن.
  2. به طور ناگهانی به موقعیتی منصوب کردن.
  3. ارسال فردی بدون ارتباط محلی به حوزه انتخاباتی.
  4. در شطرنج یا شوگی، مهره گرفته‌شده را دوباره روی صفحه گذاشتن.

مثال‌ها