جستجو و انتخاب هنرمندان (بازیگران، رقصندهها و غیره) برای یک اثر. (استعدادیابی، تست بازیگری)
توزیع نقشها در یک اثر فیلم یا تئاتر. (انتخاب بازیگر، کستینگ)
مثالها
Quand j’ai rendez-vous pour un casting, mon agent se débrouille toujours pour savoir de quoi il s’agit. — وقتی قرار ملاقات برای یک تست بازیگری دارم، نمایندهام همیشه سعی میکند بفهمد موضوع چیست.
Les deux zigotos étaient les pistonnés de ce casting et Olivier Kader était le réalisateur en personne de ce spot.
Jean, toujours à genoux, les jambes douloureuses, assistait, impuissant, au trucage odieux de ce casting. — آن دو احمق، افراد مورد حمایت این تست بازیگری بودند و اولیویه کادر خودش کارگردان این تبلیغ بود. ژان، هنوز زانو زده، با پاهای دردناک، ناتوان به تماشای تقلب منفور این تست بازیگری نشسته بود.
Les émissions de télécrochet laissent beaucoup de place au « coach » vocal qui choisit des candidats lors d’un « casting ». Est-ce un appauvrissement de notre langue ? — برنامههای استعدادیابی تلویزیونی فضای زیادی به «مربی» آوازی میدهند که نامزدها را در یک «تست بازیگری» انتخاب میکند. آیا این فقیرسازی زبان ما است؟
« C’est une fiction qui pousse les murs, à la fois en matière de production, de sujet, de casting et d'originalité du récit », selon Anne Viau, son homologue à TF1. — «این یک داستان تخیلی است که دیوارها را هل میدهد، هم از نظر تولید، موضوع، انتخاب بازیگران و اصالت روایت»، به گفته آن ویو، همتای او در تیاف۱.
Joséphine Draï complète ce casting en incarnant l’un des seuls personnages féminins de la série (lire l’encadré). — ژوزفین درای این انتخاب بازیگران را با ایفای یکی از معدود شخصیتهای زن سریال کامل میکند (بخوانید کادر).