casuistique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ka.zɥis.tik\/

اسم

  1. بخشی از الهیات اخلاقی که به موارد وجدان می‌پردازد
  2. یسوعی‌گری، سفسطه‌بازی
  3. تحلیل دقیق موضوعی خاص در چارچوب یک رشته یا مدل معین
  4. سخن بیهوده ظریف و بیش از حد دقیق درباره مسائل بدیهی

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ casuistiquer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ casuistiquer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ casuistiquer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ casuistiquer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ casuistiquer

مثال‌ها