quicher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ki.ʃe\/

Conjugaison du verbe quicher

فعل

  1. چیزی را به زور در فضایی کوچک‌تر از خودش فرو کردن، چپاندن.
  2. له کردن، خرد کردن.
  3. بالا آوردن، استفراغ کردن.
  4. تحقیر کردن.

اسم

  1. نوشیدنی یمنی از دم کردن پوست برشته دانه قهوه

مثال‌ها