quiescent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · /\kɥi.ɛ.sɑ̃\/

صفت

  1. آن که در حال فعالیت نیست، کار نمی‌کند
  2. درباره حروفی که تلفظ نمی‌شوند
  3. درباره حشره‌ای که فرآیند رشدش هنگام نامساعد بودن شرایط آب‌وهوایی متوقف می‌شود

مثال‌ها