contrefoutre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.tʁə.futʁ\/

Conjugaison du verbe contrefoutre

فعل

  1. کاملاً بی‌خیال بودن، مسخره کردن چیزی یا کسی.

مثال‌ها