prolonger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɔ.lɔ̃.ʒe\/

Conjugaison du verbe prolonger

فعل

  1. طولانی کردن، تمدید کردن، ادامه دادن؛ چیزی را بیشتر به درازا کشاندن.
  2. (قدیمی) به تعویق انداختن، به زمانی دورتر موکول کردن.
  3. امتداد دادن، درازتر کردن (از نظر مکانی).
  4. (دریانوردی) از کنار چیزی گذشتن؛ به موازات و بسیار نزدیک به آن پیش رفتن.

مثال‌ها