pianoter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pja.nɔ.te\/

Conjugaison du verbe pianoter

فعل

  1. بد نواختن پیانو
  2. ضربه زدن با انگشتان
  3. تایپ روی کیبورد

مثال‌ها