opposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɔ.po.ze\/

Conjugaison du verbe opposer

فعل

  1. روبه‌روی هم نهادن؛ چیزی را در برابرِ چیزی دیگر گذاشتن یا چند چیز را چنان چیدن که با هم تضاد بسازند.
  2. قرار دادن چیزی به گونه‌ای که مانع چیز دیگر شود
  3. مقایسه کردن، در تقابل یا موازی قرار دادن
  4. مخالفت کردن؛ در برابرِ چیزی یا کسی ایستادن.
  5. در حقوق، به‌طورِ رسمی با اجرای حکم یا اقدامی قضایی مخالفت کردن؛ اعتراض کردن.

مثال‌ها