nouer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\nwe\/

Conjugaison du verbe nouer

فعل

  1. گره زدن، بستن؛ با گره یا بند بستن.
  2. (مجازی) برقرار کردن (رابطه، دوستی)؛ پیوند بستن.
  3. (ادبیات) گره افکندن؛ گرهٔ داستان، یعنی رویدادی که پیرنگ را پدید می‌آورد، ساختن.
  4. (بافندگی) گره زدن نخ‌های پارهٔ تار یا پود.
  5. در بقچه پیچیدن و گره زدن.
  6. (ضمیری، گیاه‌شناسی) میوه بستن؛ از گل به میوه رسیدن.
  7. (ضمیری) گرهی شدن مفاصل؛ برآمدگی‌های گره‌مانند در مفاصل پدید آمدن که نشانهٔ نرمی استخوان (راشیتیسم) است.

مثال‌ها