naturalisation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\na.ty.ʁa.li.za.sjɔ̃\/

اسم

  1. کسب تابعیت یک کشور توسط فرد خارجی با تصمیم مقام صلاحیت‌دار
  2. فرآیند استقرار پایدار گونه غیربومی در اکوسیستم بدون دخالت انسان
  3. آماده‌سازی حیوان مرده با تاکسیدرمی برای بازگرداندن ظاهر زنده
  4. فرآیند گفتمانی یا ایدئولوژیک که پدیده ساخته‌شده را طبیعی جلوه می‌دهد

مثال‌ها