nasse

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\nas\/

اسم

  1. ابزاری قیفی‌شکل از ترکه یا سیم برای گرفتنِ ماهی؛ تورِ قیفی، گرگور.
  2. نوعی تور برای گرفتن پرندگان کوچک
  3. محاصرهٔ گروهی از مردم با حلقه‌ای از مأمورانِ پلیس؛ محاصرهٔ پلیسی.
  4. وضعی ناگوار که راهِ گریزی از آن نیست؛ دام، تله.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nasser
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nasser
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nasser
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nasser
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ nasser

مثال‌ها