isotonique
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\i.zɔ.tɔ.nik\/
صفت
دارای غلظت برابر حلشوندهها با سیتوپلاسم
مثالها
Environnement isotonique.
Mots liés
isotope
isotope
isotopomère
isotrope
isotropie
Israël
israélien
Israélien
israélite
israélite
issir
issu
issu
issue
issue
Istanbul
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی