investigateur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɛ̃.vɛs.ti.ɡa.tœʁ\/

اسم

  1. کسی که پژوهش‌های پیوسته روی موضوعی انجام می‌دهد
  2. کسی که مطالعات بالینی را آغاز می‌کند

صفت

  1. که پژوهش‌های پیوسته روی موضوعی انجام می‌دهد و با دقت و نظام‌مند بررسی می‌کند

مثال‌ها