invertir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.vɛʁ.tiʁ\/

Conjugaison du verbe invertir

فعل

  1. واژگون کردن متقارن؛ معکوس کردن
  2. هیدرولیز کردن به‌گونه‌ای که قدرت چرخشی معکوس شود، در مورد یک قند

مثال‌ها