initier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\i.ni.sje\/

Conjugaison du verbe initier

فعل

  1. پذیرفتن در جمع کسانی که به آیین خاصی معتقدند، اجازه ورود به دانش و شرکت در مراسم مخفی مربوط به پرستش خدایی خاص
  2. دانش چیزی را دادن؛ آشنا کردن با علم، هنر، حرفه و غیره
  3. شروع کردن، آغاز کردن یک واکنش یا فرآیند بیولوژیکی
  4. انجام دادن مراحل اولیه، شروع به راه‌اندازی یک اقدام یا سازمان

مثال‌ها