harnacher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\aʁ.na.ʃe\/

Conjugaison du verbe harnacher

فعل

  1. زین و برگ بستن به اسب بارکش
  2. زین و برگ بستن به اسب مسابقه یا تشریفاتی
  3. پوشاندن به شکلی مضحک
  4. محکم بستن به چیزی
  5. تجهیز یا نصب تأسیسات (به‌ویژه در مورد رودخانه‌ها)

مثال‌ها