harpon
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\aʁ.pɔ̃\/
اسم
گونهای زوبین که نوکش خاردار است و ویژهٔ شکارِ نهنگسانان به کار میرود.
تسمهٔ آهنیِ تخت و راست، که یک سرش خم شده و سرِ دیگرش چند سوراخ دارد، با پاشنهای برای بستن بر چوب. این بست برای بههمبستنِ قطعههای یک قابِ چوبی و خرپای بام به کار میرود.
مثالها
Jeter, lancer le harpon.
—
پرتاب کردن هارپون.
Attaquer au harpon.
—
حمله با هارپون.
La pêche au harpon.
—
ماهیگیری با هارپون.
Mots liés
harponner
harponneur
hart
Hartung
haruspice
hasard
hasardé
hasarder
hasardeuse
hasardeusement
hasardeux
haschich
haschisch
hase
Hasel
hash
hash
hashish
hassium
hast
hastaire
haste
hasté
hata
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی