haro

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صوت · /\a.ʁo\/

اسم

  1. روش قضایی قدیمی در نرماندی برای توقیف فوری و مراجعه به قاضی
  2. اعتراض عمومی برای رد و نکوهش کسی یا چیزی

صوت

  1. فریاد قربانی برای جلب توجه و کمک
  2. فریاد شکارچیان برای تحریک سگ‌های شکاری
  3. سر و صدا برای رد کردن یا نپذیرفتن چیزی یا کسی

مثال‌ها