harmoniquement
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
قید · /\aʁ.mɔ.nik.mɑ̃\/
قید
بر اساس قوانین هارمونی یا روابط هارمونیک صداها
Mots liés
harmoniser
harmoniste
harmonium
harnachement
harnacher
harnais
harnois
haro
haro
harpagon
harpaxophobie
harpe
harper
harpie
harpiste
harpon
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی