foudroyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fu.dʁwa.je\/

Conjugaison du verbe foudroyer

فعل

  1. اصابت صاعقه
  2. نابود کردن با توپ یا بمب
  3. ویران کردن عمودی ساختمان با مواد منفجره
  4. نابود کردن یا کشتن سریع
  5. از پای درآوردن، منع کردن یا گیج کردن
  6. مبارزه شدید یا تقبیح شیوا

مثال‌ها