dorer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dɔ.ʁe\/

Conjugaison du verbe dorer

فعل

  1. طلاکاری کردن
  2. زرد کردن؛ درخشان کردن
  3. رسیدن یا رساندن
  4. رومال زرده تخم‌مرغ زدن

مثال‌ها