désœuvrement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.zœ.vʁə.mɑ̃\/

اسم

  1. حالت بی‌کاری
  2. احساس ناراحتی ناشی از بی‌کاری

مثال‌ها