dérailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʁɑ.je\/

Conjugaison du verbe dérailler

فعل

  1. از ریل خارج شدن
  2. در رفتن زنجیر چرخ (دوچرخه)
  3. دچار دررفتگی زنجیر چرخ شدن (برای دوچرخه یا دوچرخه‌سوار)
  4. درست کار نکردن، خراب شدن
  5. پرت‌وپلا گفتن، هذیان گفتن، عقل خود را از دست دادن
  6. متوقف شدن ناگهانی یک پروژه یا کار

مثال‌ها