Il en faut déduire ce que vous avez dépensé, reçu. — باید آنچه را خرج کردهاید، دریافت کردهاید از آن کسر کنید.
Il en faut déduire les frais. — باید هزینهها را از آن کسر کنید.
Chaque contribuable, dans sa déclaration d’impôt sur le revenu, déduit du total de ses revenus certaines charges, certains frais d’exploitation. — هر مؤدی، در اظهارنامه مالیات بر درآمد خود، از مجموع درآمدهایش برخی هزینهها، برخی هزینههای عملیاتی را کسر میکند.
Déduire par le menu. ^(Pas clair) — به تفصیل شرح دادن. ^(نامفهوم)
Déduire son fait, ses raisons. — واقعیت، دلایلش را به تفصیل شرح دادن.
La presse parisienne, qui la veille en faisait des gorges chaudes, déduisit de ce "snobage" qu'au fond ce qu'avait à dire ce jeune avocat inconnu en France ne devait pas valoir le déplacement, […]. — مطبوعات پاریسی که روز قبل از آن تمسخر میکردند، از این «snobage» نتیجه گرفتند که در اصل آنچه این وکیل جوان ناشناخته در فرانسه داشت بگوید ارزش جابهجایی را نداشت، […].