défaut

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\de.fo\/

اسم

  1. عیب، نقص؛ کاستیِ جسمی.
  2. عیبِ اخلاقی؛ خصلتِ بد.
  3. چیزی که با قواعد هنر یا سلیقه یا عقل مطابق نیست و در اثر یا تولید ناخوشایند است.
  4. بخش‌های ضعیف یا معیوب در پارچه، چوب یا اثر.
  5. نبود، کمبود؛ محرومیت از چیزی.
  6. عدم وجود برخی ویژگی‌ها یا مزایا.
  7. در حقوق، غیاب؛ حاضر نشدن در دادگاه با وجودِ احضار.
  8. در ریاضی، گرد کردن به پایین؛ تقریبِ کمتر.
  9. جای پایانِ عضوی از بدن؛ مثلاً گودیِ زیرِ شانه.

فعل

  1. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ défaillir

مثال‌ها