چیزی که با قواعد هنر یا سلیقه یا عقل مطابق نیست و در اثر یا تولید ناخوشایند است.
بخشهای ضعیف یا معیوب در پارچه، چوب یا اثر.
نبود، کمبود؛ محرومیت از چیزی.
عدم وجود برخی ویژگیها یا مزایا.
در حقوق، غیاب؛ حاضر نشدن در دادگاه با وجودِ احضار.
در ریاضی، گرد کردن به پایین؛ تقریبِ کمتر.
جای پایانِ عضوی از بدن؛ مثلاً گودیِ زیرِ شانه.
فعل
سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ défaillir
مثالها
La Girafe […] ne soutient point longtemps cet effort, qu’elle ressent comme une fatigue : c’est que ses poumons n’ont pas assez d’ampleur ; défaut que révèle la petitesse du coffre qui les contient. — زرافه […] مدت زیادی این تلاش را تحمل نمیکند، زیرا آن را مانند خستگی احساس میکند: چون ریههایش به اندازه کافی وسیع نیستند؛ نقصی که کوچکی قفسه سینهای که آنها را در بر میگیرد آشکار میسازد.
Le maquignon de bas étage […] refait une jeunesse, farde, corrige, embellit ; mais avec un peu d’attention on peut démolir l’échafaudage, et mettre à nu les défauts que l’on voulait cacher. — دلال اسب پست […] جوانی را بازسازی میکند، رنگ میزند، اصلاح میکند، زیبا میسازد؛ اما با کمی توجه میتوان این داربست را فرو ریخت و عیبهایی را که میخواستند پنهان کنند آشکار ساخت.
[…] : c'est, par exemple, un des défauts les plus insociables de l’homme, que, tandis qu’il dort, et justement quand il goûte lui-même le plus profond repos, il tient souvent son compagnon éveillé par un ronflement effréné. — […] : مثلاً یکی از غیراجتماعیترین عیبهای انسان این است که در حالی که خودش در عمیقترین آرامش خوابیده، اغلب همنشینش را با خروپف بیامان بیدار نگه میدارد.
[…], et il était connu à cinq lieues à la ronde pour sa bonté naturelle et aussi (chacun a ses petits défauts) pour son insolence rare et d’ailleurs sans malice, quand les libations trop prolongées l’avaient mis hors de ce qu'il est convenu d’appeler l’état normal. — […] و در پنج فرسخی به خاطر مهربانی طبیعیاش و همچنین (هر کسی عیبهای کوچک خودش را دارد) به خاطر بیادبی نادر و بیکینهاش شناخته شده بود، وقتی نوشیدنهای طولانی او را از حالت عادی خارج کرده بود.
[…] ; elle lui pardonna une légèreté d’esprit, dont, après tout, elle n’avait jamais souffert : quand les défauts des autres ne nous nuisent pas, il est rare qu’ils nous choquent beaucoup. — […] ؛ او سبکسری روحی را بخشید که در نهایت هرگز از آن رنج نبرده بود: وقتی عیبهای دیگران به ما آسیب نمیرساند، به ندرت ما را زیاد آزار میدهد.
L’industrie moderne est caractérisée par un souci toujours plus grand de l’exactitude ; au fur et à mesure que l’outillage devient plus scientifique, on exige que le produit présente moins de défauts cachés et que sa qualité réponde ainsi parfaitement, durant l’usage, aux apparences. — صنعت مدرن با نگرانی فزاینده برای دقت مشخص میشود؛ هرچه ابزارها علمیتر میشوند، انتظار میرود محصول عیبهای پنهان کمتری داشته باشد و کیفیتش در طول استفاده کاملاً با ظاهر مطابقت داشته باشد.