débarbouiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.baʁ.bu.je\/

Conjugaison du verbe débarbouiller

فعل

  1. تمیز کردن، به‌ویژه شستن صورت
  2. صورت خود را شستن
  3. از دردسر نجات دادن، گره‌گشایی کردن

مثال‌ها