مکانی برای نگهداری اشیاء بیاستفاده و اشغالکننده فضا
جلگه، برش روشن در اطراف خطوط برق، جادهها
مثالها
Quel bon débarras ! — چه خلاصی خوبی!
Les voilà partis, c’est un grand débarras. — آنها رفتند، این خلاصی بزرگی است.
Ce cabinet sert de débarras. — این اتاق به عنوان انباری عمل میکند.
Que faisaient ces appareils dans le débarras, logiquement ils auraient dû se trouver au salon, non ? — این دستگاهها در انباری چه کار میکردند، منطقاً باید در سالن میبودند، نه؟
Les salaires sont insuffisants, sauf sur le débarras (c.-à-d. le dégagement des lignes de transmission), …. — دستمزدها ناکافی هستند، جز در انباری (یعنی پاکسازی خطوط انتقال)، ....