débarquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\de.baʁ.ke\/

Conjugaison du verbe débarquer

فعل

  1. تخلیه کردن، پیاده کردن؛ بار یا مسافر را از کشتی یا قایق بیرون آوردن.
  2. از کشتی پیاده شدن، به خشکی آمدن.
  3. پیاده شدن یا پیاده کردن (از وسیلهٔ نقلیه).
  4. (مجازی) برکنار کردن، کنار گذاشتن؛ کسی را از سمتی که شایسته‌اش نمی‌دانند برداشتن.
  5. (خودمانی) سر رسیدن، بی‌خبر آمدن.
  6. رساندن، آوردن.
  7. (خودمانی) تازه متوجه شدن؛ از چیزی بی‌خبر بودن.

اسم

  1. (دریانوردی) هنگام پیاده شدن؛ لحظهٔ رسیدن کشتی به جای پیاده شدن.

مثال‌ها