consul

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.syl\/

اسم

  1. کنسول
  2. قاضی بازرگانان که به امور فوری تجاری رسیدگی می‌کند
  3. مقام عالی که طبق قانون اساسی سال هشتم بر جمهوری حکومت می‌کرد
  4. نماینده دولت برای حمایت از منافع اتباع مقیم خارج

مثال‌ها