choc

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ʃɔk\/

اسم

  1. برخورد، تصادم؛ ضربهٔ ناگهانیِ جسمی به جسمِ دیگر.
  2. رویارویی و درگیری دو گروه نظامی (برخورد).
  3. درگیری؛ تقابل.
  4. ضربهٔ روحی؛ هر مصیبتی که به دارایی، تندرستی یا عقلِ کسی آسیبِ سخت بزند.
  5. بهت و حیرت پس از یک بدبختی بزرگ، سوگواری یا جراحت (شوک).
  6. واکنش ناگهانی و شدید به یک عفونت، دارو یا عمل جراحی (شوک پزشکی).
  7. خون‌رسانی و اکسیژن‌رسانی ناکافی به سلول‌های بدن (شوک).
  8. تغییرات برون‌زای یک رابطه اقتصادی (شوک اقتصادی).

صفت

  1. عالی، معرکه.

مثال‌ها