charcuter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʃaʁ.ky.te\/

Conjugaison du verbe charcuter

فعل

  1. آماده کردن گوشت برای تهیه فرآورده‌های گوشتی (شارکوتری)
  2. بریدن و تکه کردن ناشیانه گوشت
  3. بریدن و زخم کردن ناشیانه بدن (به ویژه در جراحی)، قصابی کردن بیمار
  4. تکه‌تکه کردن، تقسیم کردن به صورت زمخت و نامناسب
  5. تخریب بی‌برنامه، تغییر ماهیت دادن با سماجت (آش و لاش کردن یک اثر)

مثال‌ها