brouter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁu.te\/

Conjugaison du verbe brouter

فعل

  1. چریدن، خوردن جوانه‌ها، شاخه‌ها و برگ‌های درختان
  2. چریدن علف، علف‌زار
  3. خوردن
  4. پریدن در مورد اره یا رنده، کار کردن به صورت ناهموار و نامنظم
  5. خسته کردن، اذیت کردن
  6. کامجوییِ دهانی از اندامِ جنسیِ زن؛ لیسِ فرج.
  7. افتادن به زمین، نزدیک زمین ماندن
  8. کلاهبرداریِ اینترنتی کردن؛ کارِ «بروتور»ها (brouteur)، کلاهبردارانِ آنلاین.

مثال‌ها