broutant
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\bʁu.tɑ̃\/
صفت
آن که میچرد
Mots liés
broutard
brouter
broutille
Brown
brownie
broyée
broyées
broyer
broyés
broyeur
bru
bruant
bruc
brucelles
Bruch
Bruges
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی