brier
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\bʁi.je\/
Conjugaison du verbe brier
فعل
خمیرِ نانِ «بریه» را با ورز دادنِ طولانی و کوبیدن فشرده کردن، تا نانی سنگین با مغزی فشرده پدید آید.
Mots liés
brioche
brièvement
brièveté
brifez
briffe
brigade
brigadier
brigadier
brigand
brigand
brigandage
brigandaient
brigandasse
brigande
brigande
brigandeau
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی