automatisme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔ.tɔ.ma.tism\/

اسم

  1. آنچه به طور خودکار انجام می‌شود
  2. فرایند خودکار یا سیستم کنترل آن
  3. فناوری خودکارسازی و فرایندهای خودکار
  4. حمله‌ای عصبی که تا مدتی فرد را به میلِ مقاومت‌ناپذیرِ سفر می‌کشاند.
  5. بخش ماشین که وظایف ساده تکراری را انجام می‌دهد
  6. جنبش هنری کبک مبتنی بر تجربه شهودی
  7. عمل بدون آگاهی عقلانی

مثال‌ها