autonome

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɔ.tɔ.nɔm\/

صفت

  1. که خود را هدایت یا کنترل می‌کند
  2. سازمان قادر به تصمیم‌گیری مستقل
  3. در مورد واحد عملکردی که تحت کنترل مستقیم کامپیوتر نیست
  4. در مورد دستگاهی که مستقل از دیگران کار می‌کند
  5. مربوط به جنبش خودمختار
  6. در مورد وسیله نقلیه بدون راننده

اسم

  1. طرفدار جنبش خودمختار

مثال‌ها