اختصاصدادنِ سرمایه یا گونهٔ معینی از وجوه به پرداختِ یک بدهی، یک مستمری و مانندِ آن.
با اخطار احضار به حضور قاضی.
تعیین کردن.
جنسیت نوزاد را بر اساس ویژگیهای جنسیاش در شناسنامه تعیین کردن.
مقداری را به متغیر اختصاص دادن.
مثالها
Je ne veux pas d’elle pendant une semaine, je lui assigne le mardi suivant, à certaine heure, fût-ce minuit ou six heures du matin, dix heures ou cinq heures, les moments les plus incommodes, celui du déjeuner, du dîner, du lever, du coucher… — من او را برای یک هفته نمیخواهم، سهشنبه بعد را به او اختصاص میدهم، در ساعتی معین، حتی اگر نیمهشب یا شش صبح، ده صبح یا پنج عصر، ناخوشایندترین لحظات، زمان ناهار، شام، برخاستن، خوابیدن…
La lettre était partie et, pour peu que la dame se hâtât d'aller la réclamer à la poste, elle pourrait, dès le lendemain, se trouver au rendez-vous quotidien qu'il lui assignait. — نامه رفته بود و اگر خانم عجله کند و آن را از پست مطالبه کند، میتواند از فردا در قرار روزانهای که او به او اختصاص داده بود، حاضر شود.
[…] les études chimique et minéralogique assigneront une place définitive dans la systématique, à cette roche qui était une des énigmes de la lithologie. — […] مطالعات شیمیایی و کانیشناسی جایگاه قطعی در سیستماتیک به این سنگ اختصاص خواهند داد که یکی از معماهای سنگشناسی بود.
Sur quel fonds cette dépense sera-t-elle assignée ? — این هزینه از کدام صندوق اختصاص داده خواهد شد؟
On assigna son remboursement, sa pension, ses appointements sur le Trésor public. — بازپرداخت، مستمری و حقوق او را از خزانه عمومی اختصاص دادند.
Il m’a assigné une rente de tant sur ses biens présents et à venir. — او به من مستمری معینی از اموال فعلی و آیندهاش اختصاص داده است.