fucking

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · قید · /\fɔ.kiŋ\/

صفت

  1. همچون صفتِ برترین برای تأکید بر اسمِ پس از خود به کار می‌رود.

قید

  1. خیلی، بسیار.

مثال‌ها