brouillard

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bʁu.jaʁ\/

اسم

  1. مه؛ تودهٔ قطره‌های ریز آب یا گاه بلورهای ریز یخ، کم‌وبیش غلیظ و معمولاً سرد، که هوا را تیره می‌کند.
  2. آسمان مه‌آلود.
  3. (مجازی) ابهام، سردرگمی؛ تاریکی و نامفهومی یک گفتار یا وضعیت.
  4. (قدیمی) تاری دید.
  5. (مجازی) گیجی، منگی؛ تیرگی فهم و ادراک.
  6. (حسابداری) دفتر یادداشت روزانه؛ دفتری که عملیات بانکی یا تجاری را همان‌گاه در آن یادداشت می‌کنند تا بعد بی‌خط‌خوردگی به دفتر روزنامه منتقل شوند.
  7. کاغذ صافی؛ کاغذی شبیه کاغذ خشک‌کن، برای همان کار یا برای صاف کردن مایعات.

مثال‌ها