رسوب گوانین روی پوست ماهی که مانند آینه عمل میکند
مثالها
Ouvrages de dorure et d’argenture. — آثار طلاکاری و نقرهکاری.
Cet ouvrier entend bien l’argenture. — این کارگر به خوبی فن نقرهاندود کردن را میداند.
Les flancs et le ventre de ces poissons sont blanc-argenté en raison de l'extension de guanophores riches en purines (guanine et hypoxanthine) qui sont responsables de l’argenture ( « silvering »). — پهلوها و شکم این ماهیها به دلیل گسترش گوانوفورهای غنی از پورینها (گوانین و هیپوگزانتین) که مسئول نقرهاندود شدن («silvering») هستند، سفید-نقرهایاند.