accrochage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.kʁɔ.ʃaʒ\/

اسم

  1. عمل آویزان کردن، نصب کردن
  2. مجموعه تابلوهای نصب‌شده برای نمایش در یک نمایشگاه
  3. درگیری، برخورد، گیر کردن به یکدیگر
  4. تصادف جزئی بین دو وسیله نقلیه
  5. بحث و جدل تند و کوتاه، بگو مگو
  6. درگیری نظامی کوتاه و شدید بین نیروهای پیشرو دو ارتش؛ درگیری مسلحانه

مثال‌ها