aborner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.bɔʁ.ne\/

Conjugaison du verbe aborner

فعل

  1. مشخص کردن حدود زمین با میخ یا سنگ
  2. محدود کردن، قائل شدن حد

مثال‌ها