faillir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fa.jiʁ\/

Conjugaison du verbe faillir

فعل

  1. تاب نیاوردن، دوام نیاوردن.
  2. کوتاهی کردن، نقص نشان دادن.
  3. در وظیفه زناشویی کوتاهی کردن.
  4. کم آمدن، موجود نبودن.
  5. تسلیم شدن، ضعیف شدن.
  6. در انجامِ کاری کوتاهی کردن؛ از انجامِ آن بازماندن.
  7. اشتباه کردن، دچار سوءتفاهم شدن.

مثال‌ها