fainéanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛ.ne.ɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe fainéanter

فعل

  1. هیچ کاری نکردن؛ نخواستن که کاری انجام دهد.

مثال‌ها