centre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\sɑ̃tʁ\/

اسم

  1. مرکز
  2. میان یک فضا
  3. مهم‌ترین نقطه یک منطقه جغرافیایی
  4. بخش میانی ارتش یا نیرو در آرایش جنگی
  5. جریان‌های سیاسی مدافع مصالحه بین چپ و راست
  6. نقطه‌ای که اثرات خاصی حول آن رخ می‌دهد
  7. محل معمول انجام کاری
  8. چیزهایی که دیگران به آن‌ها وابسته‌اند
  9. ارسال توپ به مرکز زمین
  10. بازیکن وسط خط حمله
  11. بازیکن وسط خط حمله بین دو وینگر
  12. چهار خانه مرکزی صفحه شطرنج

مثال‌ها