partisan

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\paʁ.ti.zɑ̃\/

اسم

  1. هوادار، طرفدار متعصب یک حزب یا گروه
  2. مدافع، حامی یک عقیده یا آموزه
  3. مقاطعه‌کار مالیاتی در گذشته (مستأجر درآمدهای دولتی)
  4. چریک، پارتیزان

صفت

  1. متعصبانه، جانبدارانه

مثال‌ها