mark

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\maʁk\/

اسم

  1. رایشمارک
  2. مارک آلمان
  3. مارک فنلاند
  4. گلوله اسکیت
  5. طرفدار جوان و ناآگاه از جنبه از پیش تعیین‌شده مبارزات

مثال‌ها